يه ترك هر موقع ميخواسته به دودوله پسرش اشاره كنه ميگفته كوروش! يه فارس شديدا ناراحت ميشه به تركه اعتراض ميكنه ميگه اين كه اسمش كوروش نيست؟تركه ميگه پس چيه:فارسه ميگه بهش ميگن فردوسي .تركه ميگه پس كوروش چيه؟ خايه پسرت .
كوروش از تاكسي پياده ميشه به راننده يك هزار تومني ميده.راننده ميگه كرايت ميشه ۲۵۰ تومن من خرد ندارم.كوروش هزارتومن را چهار تكه ميكنه يكيشو ميده به راننده !!!
بعد از زلزله بم امدادرسانان از سراسر ايران دعوت ميشن تا هركي گوشه اي از اين شهررو براي پيدا كردن جسد جستجو كنه.فارسها از قبرستون شروع ميكنن!!
يه ترک می گن از کلمه فارس جمله بساز. می گه: فارس مادر جنده است.
به ترک می گن فارس يعنی چه؟ می گه يعنی مادر جنده!
- فارسه شب مياد خونه، به زنش ميگه: شهين بيا تو اتاق، امشب ميخوام بگذارم تو چشمت!! شهين بدبخت هول ميشه، ميگه: نه كوروش جون .. تورو خدا... بابا آخه كور ميشم. فارسه ميگه: مزخرف نگو زن، مگه ديشب گذاشتم تو دهنت، لال شدي؟!!
بچه هاي كوني پارك دانشجو كه همه شون فارسند هم خبر اين سايت و شنيدند. زنده باد فارس كوني
ترکه با قطار ميرفته مشهد تا توبه کنه.تو ايستگاه تهرون يه بچه فارس خوشگل سوارهمون کوپه ميشه .ترکه که ديگه نميتونه خودش رو نگه داره کارفارسرو تموم ميکنه وقتی به مشهد ميرسن ترکه ميگه:دوزون سوزی من توبه ائلميشم بونودا سيکه سيکه گتيرميشم يوخسا گلميردی!
ميگن سه قلاده سگ ميشه يك تاجيك....۶ قلاده سگ ميشه افغاني......ميپرسن فارس چند قلاده سگه؟ميگه ۶ قلاده افغاني تازه ميشه يك فارس!!!
از يك فارس مي پرسن چرا دست از كس كشي بر نميداري؟ميگه يعني چي؟مگه غير از كس كشي هم شغل ديگه اي وجود داره؟!
از يک فارس جنده می پرسن:چطور شد که فارس شدی؟ميگه: آخه اونموقعی که ما فارس شديم امکانات زياد بود!ميگن پس چطور شد که جنده شدی؟ميگه:آخه بعدا امکانات عالی شد!!
عزيزم چرا جوكهاي جديد و در صفحه اصلي درج نمي كني؟اكثرشون شاهكارند.عجب اين فارسها بدبختند توي اين مدت هي با دم شير بازي كردند.دلم به حال سگها مي سوزه!!!!راسته ميگن زوزه سگ دوروزه!!!!
اگه تويه كون شما هم يك تير اهن فرو مي كردن تا راست وايسي زل ميزدي كه هيچي پلك هم نمي زدي!!:چرا 30سال كه اينجوري سمت توپخونه زل زدي؟ فردوسي ميگه
يه روز باغبون ميدون فردوسي از بچه زير پاي فردوسي مي پرسه :عزيزم گردنت چرا اين همه بو ميده؟بچه ميگه:اي بابا تويه ميدون فردوسي هركي ميگوزه ميندازه گردن فردوسي و فردوسي هم هر موقع مي گوزه ميندازه گردن من با اين وضع ميخواي گردنم بو نده؟!
يه شب قزويني ها طي يك اقدام پارتيزاني شبيخون مي زنند و بچه خوشگل زير پاي فردوسي را از ميدون فردوسي مي دزدند.فرداش وقتي مردم از ميدون فردوسي رد مي شند ميبيند دستهاي مجسمه فردوسي پودر شده!!!
يك مرد فارس گراي افراطي كه به شدت طرفدار خون پاك آريايي و نژاد نجيب پارسي بوده براي اينكه اصالتش رو حفظ كنه با يك سگ ازدواج مي كنه!
از يك دوجنسي كه پدرش ترك و مادرش فارس بوده مي پرسند تو ترك هستي يا فارس؟!ميگه:والله خودمم گيج شدم اماوقتي ميكنم تركي حرف ميزنم و وقتي ميدم فارسي!
يه فارسه با يه آمريكايي ويه روس هم صحبت ميشه.آمريكايي ميگه ما اولين كشوري بوديم كه با اپولو ادم رو كره ماه فرستاديم.روسه باغرور ميگه ما اولين كشوري بوديم كه خيلي قبل از شما يك سگ را بعنوان نخستين موجود زنده دور زمين با سفينه فضايي چرخونديم.فارسه هي فكر مي كنه يك چيزي بگه مي بينه بدجوري كم اورده .يكهور يك فكري ميزنه به سرش و شروع ميكنه به پارس كردن!
معلم زنگ ادبيات فارسي از شاگردش ميپرسه:قليچ بگو ببينم حكيم ابوالقاسم فردوسي طي سي سالي كه رنج كشيده تا شاهنامه رو بنويسه چه حال و هوايي داشته؟قليچ ميگه:آقا معلم بنظرم تمام اين مدت يبوست شديد داشته چون خيلي زور زده تا شاهنامه روحماسي بنويسه!
نويسنده: ساسان
چهارشنبه، 17 دى 1382، ساعت 11:40
ميگن يک فارسی تمام انواع از سگهای دنيارو يک جايی جمع می کنه و صدای پارسشون رو ضبط می کنه بعد اسم اون جا رو ميذاره: بانک اطلاعات زبان فارسی
E-mail: وارد نشده است URL: وارد نشده است
نويسنده: قوربانعلی
چهارشنبه، 17 دى 1382، ساعت 11:33
يه بچه فارس از قلهک يه بچه ترک رو از دروازه غار توی ميدون انقلاب می بينه.فارسه داشته بستنی کيم میخورده.ترکه هم حسرت!بچه قلهکه تا ميبينه اين دهنش آب افتاده برا ی اينکه دلش و کباب کنه با صدای بلند به رفيقش می گه کامی می دونی !من هر روز يک کيم مي خورم! ترکه سريع ميگه:پس به عبارتی در يک ماه می شود سيکيم!!!
E-mail: وارد نشده است URL: وارد نشده است
ميگن فردوسی شاهنامه رو زده بوده زير بغلش و داشته از پله های قصر سلطان محمود بالا می رفته تا ول بخواد يه دونه شديدا می گوزه! نمی دونم اين جوکو قبلا شنيدين يا نه؟! ولی ميدونم اگه زير پله بودين حتما ميشنيدين!!!
يک ترک ميره از طوس زن می گيره.شب زفاف ترکه به دختره ميگه اينجوری يخ نيگام نکن يک عشوه ای بيا تا من حال کنم!دختره ميگه: مو عشوه مئشوه سروم نميشه ولی اگه بخوای بر ات کلی حماسی مئگوزوم!!!
معلم ادبيات فارسی از دانش آموز می پرسه لهجه های زبان پارسی رو بشمر ببينم؟ دانش اموز ميگه:لهجه تازی-لهجه شی ينلو-لهجه گرگی و همچنين لهجه سگ آقای پتی ول.....
سه تا فارس ديوونه رو ميارن تيمارستان تبريز.بعد از ده سال دکترها می گن حال اينها احتمالا خوب شده بريم ازشون يک سئوال کنيم: از کوروش می پرسن ۶در ۶ چندتا ميشه؟ميگه سه شنبه.ميگن اين هنوز خله.از داريوش می پرسن چند تا ميشه ؟ميگه فردوسی!ميگن اينهم هنوز خله!از اردشير می پرسن: ميگه ۳۶ !ميگن آفرين تو حالت خوب شده.موقع خداحافظی ازش می پرسند چه طوری حساب کردی؟ميگه کاری نداره سه شنبه رو از فردوسی کم ميکنی ميشه ۳۶!!!
ميگند قبل از انقلاب يک روزی تويه يک شب شعر نادر نادر پور يکی از شاعرای فارس از اينکه می بينه رضا براهنی نويسنده تبريزی به زبان مادريش شعر ميخونه بلند میشه و فحاشی ميکنه و ميگه زبان خشن پدری تو در برابر لطافت زبان مادری من مانند رابطه خار با گل است.براهنی هم سريع جواب می ده به اين ترتيب خشونت زبان پدريم را در لطافت زبان مادريت دميدم!!
یک فارسه تویه تهران بنگاه بچه بازی میزنه روی شیشه اش می نویسه سگک فروشی!
دوتا فارس اواخواهر به هم می رسند. هی اولی به دومی میگه :کامبیز بیا منو بکن. و هی دومی به اولی میگه:کاوه بیا تو منو بکن.یک ترکه رد میشده میگه یک سئوال مطرح کنید هر کی درست جواب داد دومی رو بکنه.کامبیز به کاوه:اون چیه که سیبیل داره و چهار دست وپاروی دیوار راه میره و میو میو می کنه؟!کاوه میگه اون سگه!کامبیز میگه درست گفتی احسنت پس بیا منو بکن!!!
یک زن و مرد ارمنی میرن یش یک دکتر لر. موسیوی ارمنی می گه:آغای دوکتور پایین مادام (معدم)خیلی درد میکنه! تا اینو میگه دکتر یک نگاهی به لاپای مادام میندازه وراست می کنه.در همین حین مادام که حرف ش را ک می گفته میگه فکر می کنم موسیو خیلی کیر (شیر) خورده. دکتر که دیگه حسابی تحریک شده بوده دست به کس مادام میزنه و میگه:موسیو کیر خورده که خورده تو چر ا اینجات جیر خورده!
فارسا می گند ترکها چقدر خرند ! خودشون زن دارند اما زنای ما رو می کنند!
فارسها خواستار عوض شدن نام شهر نو شدند.از فرهنگستان زبان فارسی در خصوص نام ان استعلام شد فرهنگستان اعلام کرد: جندی شاپور !
مردی در نیشابور پس از ادا شدن نذرش مچ دست خود را با چاقو قطع کرد. روزنامه شرق روز چهارشنبه-۱۷/۱۰/۸۲ در صادرات الاغ پارسی از قبرس هم پیشی خواهیم گرفت ان شائ الله
يه ترک يه روزی از کوچه ای در تهران می گذشته می بينه يه زن فارس سرش را از پنجره بيرون آورده می گه عشق می خوام عشق! ترک هم به خودش می گه برم تق يارو را بزنم. ميره خونه زنه. زن فارس هم شرطی داشته که بعد از هر بار... ترک بايد با گچ بر ديوار يک خطی می کشيد. ترک ... بعد گچ می کشه تا گچها تمام می شه . و ترک سرش را از پنجره بيرون می آره می گه گچ می خوام گچ!
يك تركي شروع مي كنه دور چاه توالت خودشو سيم خاردار مي كشه.يكي ازش مي پرسه چرا اينجا سيم خاردار مي كشي؟ تركه ميگه چون فارسها گه زيادي ميخورند!!!
يك فارسي پسرشر و مي فرسته كشتي .بعد يكسال مي بينه اين پسر هيچي ياد نگرفته.اخر سر تصميم ميگيره بره سر تشك ببينه چه خبره.تا ميرسه دم در فدراسيون كشتي ميبينه پسرش زير تابلوئي كه روش نوشته ورود سگ و توله سگ ممنوع نشسته است.
يه فارسه به دخترش ميگه شهين بگو ببينم کيرو دوست داری!؟ شهين هم می گه بابا من خجالت می کشم چطوری بگم کيرو دوست دارم!
يه رشتی به فارسه ميگه چرا به فارسها ميگن فارس مادر جنده . فارسه بر می گرده می گه چون مادرمون رشتيه.
URL
يه روز يه فارس داشته خواهر و مادرش رو می کرده . يکی می بينه ميگه . اينها کی هستند. فارسه ميگه هيچی جنده اند!
توتهرون اين روزا که آسمونخراشهای بلندی ساخته شده اصفهونی مياد و ميره توشهرشون اسمونخراش بزنه اعلام وخبر ميدند که تواصفهون هم اسمونخراش زده شدووقتی ميرن ميبينند چند تافارسه افتادند روی هم.ازشون ميپرسند پس کو اسمونخراش؟فارسه ميگه خوب اون بالا اسمون اين هم خراش ديگه!!
URL
- يک خانم معلم فارس به قليچ ميگه يک جمله بگو که توش کلمه آريا باشه:قليچ وجبش و باز مي کنه و به خانم معلم ميگه: عجب کسي د«اريا»!خانم معلم ميگه: واي که تو چقدره بي ادبي حالا با کلمه آريائي جمله بساز. قليچاين بار دو تا وجبش و باز مي کنه و ميگه:عجب کسي داريا ! ئيييييييييييييه!!!
- مي گويند حکيم ابوالقاسم فردوسي هر موقع ميخواسته براي شاهنامه شعر بگه از ترس ماموراي سلطان محمود مي رفته توي مستراح شعر مي گفته!اما جاسوساي سلطان قضيه رو فهميده بودند.سلطان هم بخاطر راپورت جاسوسا خوب مي دونست که فردوسي توي مستراح اکثر شعرهاشو ميگه. بعد از سي سال که شاهنامه تمام ميشه فردوسي ميزنه به سرش تا بره از سلطان محمود بخاطر شعر هاي شاهنامه پول بگيره! فردوسي به سلطان ميگه: شاها شاهنامه کارنامه سي سال رنج ديدن من است! سلطان هم سريع جواب مي ده:ابيل قاسيم مي دونم ! آمما ! سي سال رنج ديدن يوخ بلکه سي سال رنگ ريدن سن است!
- يکي از فارساي دو آتيشه ميره سر قبر کوروش کبير با صداي بسيار بلند و کشداري نعره ميزنه :کووووووورووووووش اسووووووووده ه ه ه ه ه ه ه ه بخواااااااااااااااااااااااب من بيداااااااااااااااااااااااااااااااااااارم! صداي يارو از بس نکره بوده کوروش يکهو بعد از دو هزارو پانصد سال از خواب مي پره .ناگهان از مقبره کوروش يک سيل وحشتناکي سرازير ميشه ويارو رو با خودش مي بره. ضمن اينکه داشته سيل يارو رو ميبرده داد ميزنه: اي کوروش اين چه داستاني است که بر من گذشت؟! صداي کوروش شنيده ميشه که ميگه: شما فارسها به عقلتون نرسيده که توي اين 2500 سال يک موالي مستراحي اين دورو برها بسازيد؟!
- خبرگزاري فارس به پليس 110 اعلام مي کنه يه نفر هست پس از هر زلزله زنگ مي زنه و ميگه مسئوليت اون رو برعهده مي گيره.پليس شروع ميکنه به کنترل کردن تلفن خبرگزاري.مشخص ميشه يکي از تلفن همگاني سر پارک دانشجو زنگ ميزنه.منتظر ميشن يه زلزله تازه بياد .تا طرف ميره زنگ بزنه مچشو ميگيرن.ميبينن يک اواخواهره اسمشم آرشه اما همه شهين صداش مي کنن..ميگن شهين انگيزت از اين تلفونها ی مسخره چيه؟ شهين ميگه:خوب عزيز جون يک وطن پرست بايد مسئوليت شغل اواخواهرائي روکه تو زلزله مردن برعهده بگيره يا نه؟! آره، ثواب داره عزيز جون!!!
بعدزلزله بم یه مردی هي به سرو صورتش ميزده و ميگفته:ترا خدا کمک کنيد براروم 7روزه که زير آواره زود باشيد الانه تمام ميکنه! سوئيسيها سریع سگهاي زنده ياب را ميفرستن سر آوار.هرکدوم از سگها که شروع به بو کشيدن ميکنن چند دقيقه بعد شل مي شن و بيحال ميفتن.سوئيسها ميرن کنار .فرانسويها سگهاشون رو ميفرستن.سگهاي اونها هم بيحال ميشن.بعد ايتاليائيها،روسها... هيچ کاري از پيش نمي برن که هيچ صد تا سگ بيحال هم ميمونه روي دستشون.مردي که هي داد ميزده وقتي مي بينه سگها از حال رفتن خودش شروع به بو کشيدن مي کنه.داد ميزنه تورا خدا اينجا را بکنيد براروم الان تموم مي کنه!همه گيج و ويج ميشن بهرحال شروع مي کنن به کندن.با تعجب مي بين که حق با مرد بوده و دادشش زيرآواره زنده است زود در ميارنش .مي بينن خيلي شنگوله!اما داداش يارو بدون اعتنا به برارش مي پره تویه چاله.تا مياد بيرون با نعره ميگه اي واي بيچاره شدم براروم تمام کرد! همه با تعجب مي پرسن اي بابا برادرت که الحمدالله زنده ست که هيچ خيلي هم شنگوله؟داداشه ميگه شاشيدوم تو گوره هرچي براره! ده کيلو ترياک اعلاي کرمونو کشيده تمام کرده. اي داد بيداد خانه خراب شدم!
- ترکه داشته فارسه رو ميکرده.فارسه هي ميگفته «عجب کيري»! ترکه هم هي ميگفته«عجب گوتي» وباز بيشتر فرو ميکرده! ترکه اونقدر فرو مي کنه که فارسه پاره ميشه و جان به جان آفرين تسليم ميکنه. پليس سرو کله ش پيدا ميشه و از ترکه مي پرسه تو کشتيش؟ ترکه ميگه :نه واللاه من فقط سيکديمش کاريش نکردم. پليس مي پرسه خوب به نظرت علت فوتش چيه ؟! ترکه ميگه: آهان حالا شد بنويسيد:عجب گوتي بودها!!!
- بعد از زلزله بم کمک رساني شروع ميشه.بچه هاي پارک دانشجوي تهرونو هم جو مي گيره چند تا اواخواهر رو اهدا ميکنن به زلزله زده ها!
- روز قيامت ميشه فردوسي رو مي برن پيش فرشته قاضي: فرشته مي گه شما بجرم بچه بازي يک ميليون سال بايد بريد وسط شعله هاي آتيش.فردوسي دادو بيداد راه ميندازه که نخير من بچه باز نيستم.فرشته ميگه همه مردم تهران هرروز شما رو در ميدون فردوسي ديدن که بالا سر يک پسر بچه لخت و ماماني وايسادي و منتظري تا شب بشه تقش رو بذاري!
- شهرداري تهران طي نامه اي از فرهنگستان زبان فارسي در خصوص وضع يک کلمه جهت ناميدن «افرادي که شبها مامور صيد و حبس سگهاي ولگرد شهر هستند» استعلام مي کنه. رييس فرهنگستان در جواب مي نويسه: از انجائيکه برماست تا از گذشتگان خود واژه نيکو وام گيريم و از انجائيکه ما هرانچه که داريم از کوروش و داريوش و تخت جمشيد است ما واژه «پارس پوليس» را برگزيديم!
- يه روزي يه فارس که خلی فارس بوده ميره خارج و .پس از سالها درس خوندن ميشه دکتر سگ و گربه. اين آقاي دکتر مطب ميزنه اسم مطبشو ميگذاره پرشيا!
- پنج تا زن فارس سوار يک ماکسيما ي لوکس مي شن ميرن تبريز. از دروازه تبريز که وارد مي شن هر مرد ي رو مي بينن براش بوق مي زنن.يکي از تبريزيها از دوستش مي پرسه: بويوک آقا ماکسيما ياني نمنه؟ رفيقش مي گه: يعني «ما کس هستيما»!!!
- يک تهرونييه اواخواهر ميره اردبيل سوار تاکسي ميشه و پشت سر رانند مي شينه. اواخواهره در حاليکه راننده داشته رانندگي مي کرده هي با دستش به پشت گوش راننده مي زنه . راننده عصباني ميشه بر ميگرده به تهروني اواخواهر مي گه: سيکرمتا! اواخواهره داد مي زنه: اي واي.باز فقط وعده باز فقط وعيد!!!
- ميرن اصفهان تا براي زلزلزله زده هاي بم کمک جمع کنند هر اصفهاني يک خط کش ميده. مسئول کمک رساني مي پرسه چرا اين همه خط کش مي ديد ؟! يکي از اصفهانيها مي گه:خوب ميخواند عمق فاجعه رو متر کنند!!!
- اهالي تاجيکستان پس از شنيدن فاجعه زلزله بم براي اعلام همدردي با همزبونهاشون خونه هاشونو خراب مي کنن!
- يک ترک ميره داروخونه آريا کاندوم بخره. مسئول داروخونه تا مي بينه مشتريش ترکه و کاندوم مي خواد شروع مي کنه به مسخره بازي و از ترکه مي پرسه ما صد جور کاندوم داریم با طعم تمشک،توت فرنگي،نارگيل،موز…کدومشو مي خواي؟! ترکه سريع مي گه فکر کن براي خواهر مادر آريا ئييته هرکدوم که خوبه خودت بده!
- يک ترک با يک فارس ميرن قهوه خونه تا چايي بخورن. يکي دوتا چايي که ميخورن کامبيز برمي گرده به ترکه مي گه : قليچ قهوه مي خوري؟ قليچ با شنيدن کلمه قهوه ناگهان ميره تويه فکر و لبخند ميزنه! کامبيز ازش مي پرسه چيه باسه ما رفتي توفکرونئشه شدي؟! قليچ ميگه: آخه آقا کامي قهوه گفتي ياد مادرت افتادم!!!
سر اسم خلیج بين عرب و فارس دعوا ميشه.فارسها ميگن اينجا خليج فارسه و عربها ميگن خليج عرب.کار به ديوان داوری لاهه ميکشه.يک گروه مياد تحقيق کنه. پس از چند سال تحقيق ميگن اينجا اسمش بهتره خليج فارس باشه.عربها داده فرياد راه ميندازند ودليلش رو می پرسند.سرپرست گروه تحقيقات ميگه چون اين خليج پر سگ ماهيه!!!
يه روز درويشی فارس وارد قزوين ميشه ميگه يا هو! وقتی از قزوين خارج ميشود ميگه يوهو!يه روز به فارسه ميگين سيک يعنی چه؟ميگه والاه نميدونم بايد بشينم روش يه کمی فکر کنم.به فارسه ميگن اگه دنيا رو به توبديم چی کار ميکنی؟ميگه ميفروشم ميرم خارج.
يكي از اسمش بسيار بدش مي اومده ثبت احوال ميره و از مامور ثبت مي خواد كه اسمش و عوض كنه.مامور ثبت احوال ميگه تعويض اسم ممنوع است مگر درمواردي كه فرد اسم بدي داشته باشه ! يارو مي گه آقاي ثبتي باور كنيد اسم من بسيار زشت و وقيح و بد معنا است. مامور ميگه اسمت چيه ؟ يارو ميگه كوروش انچهره! مامور ميگه آره آره مي توني اسمت رو عوض كني حالا چي ميذاري؟ يارو مي گه:داريوش انچهره!!!
يه فارس به خدا سکايت ميکنه که چرا به مصريها زيبائی و به ترکها غيرت دادی؟ اما برای فارسها چيزی ندادی که با آن در دنيا مشهور شوند. خدا هم دلش به فارسه می سوزه . زمين بزرگ شهر نو را به او عطا می کنه. فارسه هم خواهر -مادر - عمه خود را بر می داره می ره اونجا و به شغل شريف کس کشی مشغول می شه.
لطفا جوکهای حديد را برای انتشار به آدرس ايميل اين سايت بفرستيد
i wanna new joke about fars people
I am joker.

2 Comments:
بالام جان
اگر قبلا شک داشتم با این ریده مالی های تو شکم به یقین تبدیل شد که شما ترکها واقعا خرید
والا جوکهایی را که راجع به ترکهاست
به فارسها نسبت نمی دادی
اگر می خواهی راجع به فارسها جوک بگویی اقلا جوکهای دیگران را قرقره نکن
بهر حال ما هم معتقدیم
کی میگه ترکها خرند
فارسها ترک خرند
جواد از اردبیل
تو کونت یک دسته بیل
جواب فارس
مادر جنده... بخون
یکی تو خیابون میزنه زیر گوش ترکه. ترکه میگه جدی بود یا شوخی؟ میگه خیلی هم جدی بود. ترکه میگه خوب شد چون من اصلا با کسی شوخی ندارم
فحش ترکي : وقتي با من حرف ميزني صداتو نشنوم
ترکها سفينه ميسازن برن خورشيد . بهشون ميگن ذوب ميشه ميگن فکر اونجاش رو هم کرديم . شب ميرسيم به خورشيد.
به ترکه ميگن يه جمله بگو که توش چاي باشه ... ميگه قوري
بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم : 1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من . هر چي از شلوار در اومد مال تو !!! 2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!! 3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها . من در مي زنم . تو يه رب بده
گر من ز می ِ مغانه مستم ، هستم ور کافر و گبر و بت پرستم ، هستم
هر چند به فسق ، می تظاهر نکنم گر کون و کُسی فتد به دستم ، هستم !
Post a Comment
<< Home